ابر و باد مي سازم
با دود سيگارو سقف
آني است
آه ببارد بر اتاق .
---- --------------------
بي شك روسري تو هم سرد است
مثل همين هوايي كه
دلم براي چهار گوشه ي دلت تنگ است .
-------------------------------------------
مثل روند شلوغ شدن شهر با مني
وقتي كه خلوتم
منم و ياد تو
وقتي شلوغ ميشوم
...
دل مي تركاند خنده ي رسيده ات و
چقدر انساني است پاي همين مرگ را بوسيدن .
- -----------------------------
دست شعر بسته است
نه چون تصوير زنداني خواب آلود
نه چون انعكاس نور مصنوعي
رد پوتين
روي حياط هر خانه.
---------------------------------------
بعد از هجوم باد
حالا سكوت مرگ
تا بوق بوق سگ
برف است يا تگرگ .
--------------------------------
تفسير ديگري است از نفت
بويي كه روي لبانت
سرخ تر مي شود .
